این شعر به اقتفا از شهراب سپهری شاعر معاصر و چهره دست ادب پارسی دری  به تاریخ 1386/09/22 سروده شده  است

نشانی

" خانه دوست کجاست؟" در غروب بود که پرسید  عیار،

زمان مکثی کرد.

بینوا دسته گلی که بدست داشت به تیره گی اشجار بخشید.

و به انگشت نشان داد غباری و گفت.

نرسیده به کویر،

تنگ راهیست که از یاد خدا خوشتر است

و در آن عشق به اندازه بال های سعادت آبی است.

میروی تا ته آن راه که از نزد شجر ، سر بدر می آرد.

بعد از آن سوی درخت خرما  می پیچی.

چند قدم مانده به آن.

خانه ی میبینی که از قصر پادشاه مزین تر است.

و  در آن خانه ترا میبیند،

و از تو میپرسند .

و تو از خود به خود می پیچی

و از خود میپرسی .

" خانه ی دوست کجاست".

 

خوشنوا